X
تبلیغات
سکس درمانی

Andisheyenovin
 
دانستنیهای جنسی

  اثر آموزش مهارت های جنسی بر کاهش تعارضات زناشویی زنان مراجعه کننده به خانه سلامت منطقه 2 

   فاطمه آذرتاش[1] دکتر عبدالله شفیع آبادی[2] دکتر کیومرث فرحبخش[3]        

چکیده  

باتوجه به اینکه خانواده و کاهش تعارضات درون آن بسیار مهم است،پژوهشهای زیادی به بررسی این مقوله پرداخته اند . هدف این پژوهش بررسی تاثیر آموزش مهارتهای جنسی بر کاهش تعارضات زناشویی در زنان مراجعه کننده به مراکز سلامت منطقه 2 شهر تهران می باشد . حجم نمونه این پژوهش شامل 24 نفر می باشد که از طریق مصاحبه و پرسشنامه تعارضات زناشویی انتخاب گردیده است. نمونه انتخاب شده با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی به 2 گروه آزمایش وکنترل گمارده شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش تعارضات زناشویی (MCQ)بود. طرح پژوهشی  نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون ـ پس آزمون با گروه کنترل بود. ابتدا بر روی2 گروه پیش آزمون اجرا گردید و سپس مداخله آموزشی در طی 10 جلسه 5/1 تا 2 ساعته به صورت 1 جلسه در هفته برای گروه آزمایش  به اجرا درآمد. و پس از اتمام برنامه آموزشی پس آزمون برای دو گروه اجرا گردید. نتایج تحلیل فرضیه ها با استفاده از روش آماری تحلیل کوواریانس نشان داد که آموزش مهارتهای جنسی باعث کاهش تعارضات زناشویی و مولفه های آن جز خرده مقیاس های جلب حمایت فرزند، جدا کردن امور مالی و رابطه با خویشاوندان همسر و دوستان  معنادار بود.     

واژه های کلیدی : آموزش جنسی، تعارضات زناشویی                                                  

مقدمه       

خانواده یکی از ارکان مهم جامعه به شمار می رود . دستیابی به جامعه سالم ، در گرو سلامت خانواده و تحقق خانواده سالم ، مشروط به بهره مندی اعضاء آن از سلامت روانی و داشتن روابط مطلوب با یکدیگر است . شواهد نشان می دهد که زوج ها در جوامع امروزی برای برقراری روابط صمیمی و درک احساسات از جانب همسران خود با مشکلات متعددی مواجه هستند . بدیهی است که کمبود های موجود در کفایت های عاطفی و هیجانی زوج ها ، در کنار عوامل متعدد دیگر،بر زندگی مشترک آن ها اثراتی نا مطلوب خواهد گذاشت (دیویس، (بی تا). ترجمه بهاری، 1382) . در زمینه تاثیرات مخرب تعارض ، می توان به پیامدهای جسمی ، روانی و رابطه ای آن اشاره نمود . از لحاظ روانی ، اکثر افراد ، تعارض در روابط را بی نهایت تنش زا تجربه می کنند (هالفورد ،2001) . تعارض با خطر فزاینده انواع اختلالات روانی از جمله افسردگی خصوصاً در زنان، سوء مصرف مواد خصوصاً در مردان،ناکارآمدی جنسی در هر دو جنس و مشکلات رفتاری پسران ارتباط دارد(افارل ، 1989 به نقل از قلیلی و همکاران، 1385) . از نقطه نظر درمان و پیشگیری ، درک عوامل متعدد آشفتگی روابط زناشویی و از هم پاشیدگی خانواده حائز اهمیت است نظریه های مختلف هریک بر عامل خاصی در شکل گیری آشفتگی ها و اختلافات زناشویی تاکید می کند . نظریه های رفتاری در زناشویی درمانی بر این فرض اساسی استوار است که کلیه اختلافات و تعارض های موجود در روابط زن و شوهر تابع قوانین و اصول یاد گیری می باشند، نظریه های شناختی بر این استوار است که آشفتگی های زناشویی ناشی از اعتقادات و باورهای غلط و نادرست است (نیکولز[4] ، شوارتز[5] ، 1998 ) . جوهر نظریه "ناسازگاری جنسی" به ما می گوید از میان تمامی عواملی که در پس مشکلات خانوادگی به ویژه مشکلات منجر به طلاق وجود دارد عدم کامیابی جنسی یا سکس خوب است که بر دیگر عوامل زمینه ای تقدم دارد . اگر زوجی در روابط جنسی کامیاب باشند از بسیاری از مشکلات به راحتی می گذرند و زندگی خوبی را سپری می کنند . بالعکس نبود سکس خوب زمینه را برای دامن زدن به مشکلات جزئی و تبدیل آنها به مشکلات بزرگ مهیا می سازد . پول ، شغل ، اعتقاد مذهبی ، فرزندان و تاثیر دیگر افراد خانواده تا زمانی که کامیابی جنسی وجود دارد تاثیر قابل ملاحظه ای برگسیختگی خانواده ندارد و هیچیک از این عوامل در صورت فقدان سکس خوب نمی توانند از فرو پاشی خانواده جلوگیری کنند.بحث نظریه پردازان سازگاری جنسی زناشویی این است که لذت جویی اختصاص به سن خاصی ندارد و به تعبیری فرا سنی است . لذت جنسی و مجموعه لذات زمینی برای تمامی سنین امری فطری است فقط شیوه تظاهر آن متفاوت است(ارجمندی ، 1384) .  قرشی و اسماعیل زاده(1384) در تحقیقات خود نشان دادند : که 2/45درصد زنان معتقد بودند به دنبال عدم تمکین در امور جنسی متوجه بد خلق شدن همسر در روز بعد شده اند و 2/28 درصد گزارش کردند این بد خلقی بر روابط آنها در روز بعد تاثیر منفی داشته است . در این تحقیق نشان داده شده است که توجه بیشتر زنان به نیازهای جنسی همسرانشان می تواند باعث بهبود ارتباط همسرانشان با آنها وکاهش تنش در محیط خانواده شود و بالعکس بی توجهی آنان مشکلات بعدی را برای خودشان بدنبال خواهد داشت . عدم رضایت جنسی خصوصاً در جامعه ی ما از شیوع بسیار بالایی برخوردار است. اکثر زنان و مردان متاهل از روابط جنسی خود لذت کامل و کافی را درک نمی کنند . این مساله حداقل در مورد زنان به شدت صادق است . اغلب افراد متاهل گمان می کنند که رابطۀ جنسی سرویسی است که توسط زنان به شوهرانشان داده می شود و در اصل به منظور تامین آسایش مردان صورت می گیرد و البته ممکن است تا حدی زنان را نیز هیجان زده کند . در این تفکر غالب رضایتمند بودن زنان ملاک عمل نیست و آنها چه تمایل داشته باشند و چه نداشته باشند ، شرعاً موظف به تمکین جنسی در برابر شوهری که نفقه می پردازد می باشند (البته این برداشتی غیر واقعی از شرع می باشد) . البته د ر مورد مردان هم وضع رضایت بخش نیست . زیرا اکثراً مبتلا به پاره ای مشکلات روانی _جنسی نظیر انزال زود رس یا تحریک ناقص آلت تناسلی می باشند و یا غالباً از تکنیکهای صحیح آمیزشی استفاده نمی کنند لذا حاصل فعالیت جنسی شان در بسیاری مواقع یک ارگاسم کامل، بامدت زمان کافی       نمی باشد . رابطۀ جنسی مطلوب آن است که در یک زمان منجر به رضایت کامل و کسب لذت ماکزیمم در هر دو طرف شود و ارگاسم زن و شوهر همزمان شود . موفقیت در این کار سمبل موفقیت در زندگی زناشویی است و نادیده گرفتن احساسات و نیازهای یکدیگر در این مورد سمبل بی توجهی به یکدیگر در زندگی است البته بیشتر این برداشتها در سطح ناخودآگاه است ولی تاثیر عمیق آن بر رابطه دوطرف باقی     می ماند و در دراز مدت به عاملی پنهان برای شعله ورتر شدن اختلافات زناشویی مبدل می شود (ایمنی وکرمپوریان ،1384). در ایران شاهد آن هستیم که زمینه های لازم برای آموزش روابط جنسی صحیح ، نه در مرحله قبل از ازدواج و نه حتی برای زوج های جوانی که به تازگی ازدواج کرده اند به خوبی فراهم نیست . همان طور که تحقیقات نشان داده است، روابط جنسی صحیح که به صورت داشتن روابطی سالم، مسئولانه و لذت بخش تعریف می شود، به عنوان پیش  زمینه ای برای تقویت عواطف و احساسات بین زوج ها عمل نموده است و در ادامه به صورت یک دور مثبت باعث می شود که تربیت فرزندان به نحو بهتر و با کارایی بیشتری انجام گیرد و در نتیجه فرزندان نیز در برخورد با همسالان خود احساس مسئولیت پذیری بیشتری داشته باشند و روابط اجتماعی خود را بهبود بخشند. روابط جنسی سالم به معنای روابطی است که در آن زوج ها یکدیگر را در معرض خطر ابتلا به بیماریها به ویژه عفونت های مقاربتی قرار ندهند، روابط جنسی مسئولانه عبارت است از روابطی که در آن ارضای روحی و جنسی همسر نیز مد نظر باشد و روابط جنسی لذت بخش عبارت است از روابطی که طرفین در طی آن به اوج لذت جنسی دست یابند (نوحی و همکاران 6138) .  چه بپذیریم و چه نپذیریم بخشی از زندگی زناشویی، با مسائل جنسی آمیخته است هرچند آمار دقیقی از میزان شیوع مشکلات جنسی در بین همسران در دست نیست ، اما نفی یا انکار آن نه تنها مشکل گشا نخواهد بود ،  بلکه در برهه ای از زمان خود را بر ما تحمیل خواهد کرد، و شاید در آن برهه ، زمان زیادی طول بکشد تا بتوانیم خود را بازیابیم و ترمیم های مورد نیاز را پیش بینی کنیم. بنابراین، چونان دیگر مشکلات جسمی ، روانی و اجتماعی باید به مسائل جنسی زوجین نیز پرداخت و ترسیم و ترمیم آنرا در چهارچوب  فرهنگی - دینی، با تکیه بر مبانی علمی ، آن هم در جلوه گونه گونی تخصص ها ، پی گرفت (شعیری و همکاران،1386). بطورر کلی اختلالات جنسی نگرشی، رفتاری، هیجانی هستند که مردم را از در گیر شدن یا لذت بردن از مسائل جنسی باز داری می کند، هدف درمانگر نیز فراهم آوردن آموزشهای دقیق در مورد مسائل جنسی به منظور افزایش لذت جنسی بوسیله غلبه بر اضطراب در مورد مسائل جنسی به منظور افزایش لذت جنسی است، این آموزشها در رابطه با اصلاح ارتباط جنسی و روشهای مورد استفاده است آن قدر که ارضاء نهایی بدست آید. (استرن[6]، دراموند[7]، 2000).لذا به آزمودنی ها آموزش داده می شود که با استفاده از چرخه آگاهی و نقشه های ساختگی به ارتباط با هم بپردازند. منظور از چرخه آگاهی تمرکز هرکدام از همسران بر اطلاعات حسی، افکار، احساسات و خواسته ها و اقدامات است و پیروی از الگوی حرکت از اطلاعات حسی به سمت اقدامات نقشه های ساختگی زوجین را تشکیل می دهد (میلر و شرارد،1999 ).  فرضيه‏هاي تحقیق:

1-  آموزش مهارتهای جنسی موجب کاهش تعارضات زناشویی می شود.   

2- آموزش مهارتهای جنسی موجب افزایش همکاری زوجین می شود.

3-  آموزش مهارتهای جنسی موجب کاهش واکنش هیجانی زوجین می شود   

4-آموزش مهارتهای جنسی موجب کاهش جلب حمایت فرزندان می شود .   

5-آموزش مهارتهای جنسی موجب افزایش رابطه جنسی می شود.   

6-آموزش مهارتهای جنسی موجب کاهش روابط خانوادگی با خویشاوندان خود می شود .

7-آموزش مهارتهای جنسی موجب افزایش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر و دوستان می شود.   

8 -آموزش مهارتهای جنسی موجب کاهش جدا کردن امور مالی از یکدیگر می شود .

جامعه آماری       

جامعه آماری در پژوهش حاضر بانوان داوطلبی بودند که در اردیبهشت ماه 1390 با توجه به اطلاعیه فراخوان در مراکز سلامت منطقه 2 برای شرکت در این پژوهش داوطلب شده بودند . حجم نمونه و روش نمونه گیری    نمونه پژوهش حاضر 24نفر می باشد که از بین 80 نفر داوطلب برای شرکت در دوره های آموزشی 24 نفر که شرایط زیر را داشتند: 1- در پرسشنامه تعارضات زناشویی ثنایی و براتی(1387) از نمره تعارض زناشویی متوسطی برخوردار بودند (علت انتخاب نمره ها در دامنه ی کمتراز134 بدین دلیل است که افراد دارای این دامنه نمره، از سطح تعارض زناشویی متوسط برخوردارند و از آنجایی که در مورد این زوج ها با این دامنه تعارض، عمدتاً مداخلات روانی، آموزشی گروهی تاثیر گذار است (نوابی نژاد،1378)). 2- در مصاحبه فردی دارای مشکلات جنسی بودند3- دارای یک فرزند بودندکه به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایش و کنترل که هر گروه 12 نفر بودند جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 10جلسه، 5/ 1 الی2 ساعته مورد آموزش قرار گرفتند در این مدت گروه کنترل هیچ گونه آموزشی را دریافت نکردند سپس در آخرین جلسه هر دو گروه مجدداً پرسشنامه تعارض زناشویی ثنایی و براتی (1387)را تکمیل نمودند. لازم به ذکر است که در این پژوهش 2 نفر افت آزمودنی وجود داشت.

توصیف پرسشنامه  

  «پرسشنامه  تعارضات زناشویی» یک ابزار 42 سوالی است که برای سنجیدن تعارضهای زن و شوهری و بر مبنای تجربیات بالینی استاد راهنمای پژوهش ساخته شده است.این پرسشنامه هفت بعداز تعارضات زناشویی را می سنجد که عبارتند از کاهش همکاری ،کاهش رابطۀ جنسی، افزایش واکنشهای هیجانی،افزایش جلب حمایت فرزندان، افزایش رابطۀ فردی با خویشاوندان همسر و دوستان، جدا کردن امور مالی از یکدیگر مشاوران و سایر متخصصان بالینی می توانند از این پرسشنامه برای سنجیدن تعارضهای زن و شوهری و ابعاد آن استفاده کنند.

طرح پژوهش    

در این پژوهش چون امکان کنترل اثر تمامی متغیرهای مداخله گر وجود ندارد علی رغم انتخاب و جایگزینی تصادفی،از طرح شبه آزمایشی استفاده شده است. داده های گردآوری شده در قالب طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل[8] بدست آمده اند.

جلسات آموزشی جلسه اول: بررسی باورهای عامیانه جنسی و نگرش های فرهنگی و مذهبی در این رابطه

جلسه دوم:آموزش آناتومی و فیزیولوژی رفتارجنسی طبق الگوی دپورد در مرد و زن

جلسه سوم: معرفی علائق،ترجیحات و تفاوت های جنسی مرد و زن درک و پذیرش تفاوت های آشکار و نیمه آشکار

جلسه چهارم: آموزش آرمیدگی،آموزش خیال پردازی و حساسیت زدائی منظم

جلسه پنجم : آموزش تکنیک تمرکز توجه،آموزش تکالیف خودپایی

جلسه ششم : آموزش تمرکز حسی I 

جلسه هفتم : آموزش تمرکز حسیII و ارائه فید بک به یکدیگر

جلسه هشتم : آموزش تمرینات عضلانی شرمگاهی یا کگل

جلسه نهم : آموزش تمرینات مستربیشن،آشنایی با فوائد رابطه جنسی برای سلامت جسمی و روانی انسان

جلسه دهم : آشنایی با اختلالات عملکرد جنسی و علل آن  

روش تجزیه تحلیل داده ها    

در پژوهش حاضر به منظور بررسی تجزیه و تحلیل داده های تحقیق از روش های آماری توصیفی و استنباطی استفاده خواهد شد در زمینه آمار توصیفی به توصیف پارامترهای آماری نظیر میانگین، انحراف معیار، فراوانی، درصد، پرداخته می شود. در بخش دیگر با استفاده از آمار استنباطی و رسم جدول به پارامترهای آماری نظیر آزمون T مستقل وتحلیل کوارریانس چند متغیره پرداخته می شود.  یافته های توصیفی متغیر ها گروه    آزمایش گروه کنترل میانگین انحراف استاندارد میانگین انحراف استاندارد تعارضات زناشویی 90/88 24/12 10/97 74/11 زیر مقیاس­ها   کاهش همکاری 60/10 91/2 20/10 39/2 کاهش رابطه ی جنسی 70/12 05/4 10/12 84/2 افزایش واکنش های هیجانی 20/17 01/3 19 21/4 افزایش جلب حمایت فرزندان 12 70/2 12 49/3 افزایش رابطه ی فردی با خویشاوندان خود 10 59/3 80/12 58/3 کاهش رابطه با خویشاوندان همسر و دوستان 60/9 27/2 60/15 63/2 جدا کردن امور مالی از یکدیگر 80/16 35/3 40/15 40/3 جدول 1 مشخصه های آماری متغیر مورد مطالعه و زیر مقیاس­های آن در پیش آزمون به تفکیک گروههای پژوهش همانطور که در جدول1 مشاهده می شود میانگین گروههای مورد مطالعه در تعارضات زناشویی تفاوت چندانی با یکدیگر ندارند. میانگین و انحراف استاندارد گروه آزمایش به ترتیب 90/88 و 24/12 و میانگین و انحراف استاندارد گروه کنترل به ترتیب 10/97 و 74/11 می باشد. همچنین در خصوص خرده مقیاس ها نیز تفاوت چندانی در میانگین و انحراف استانداردها مشاهده نمی شود. با این وجود جهت حصول اطمینان نسبت به برابری میانگین ها و واریانس های چهار گروه در متغیر مورد مطالعه و زیر مقیاس های آن از تحلیل واریانس یک راهه استفاده شد که نتایج آن در جدول 2 قابل مشاهده می باشد. یافته های پژوهشی متغیر و منبع df SS MS F P آزمون لوین P تعارضات زناشویی بین گروهی 1 20/336 20/336 33/2 14/0 02/0 87/0 درون گروهی 18 80/2589 87/143 زیر مقیاس ها   کاهش همکاری بین گروهی 1 80/0 80/0 11/0 74/0 88/0 36/0 درون گروهی 18 128 11/7 کاهش رابطه ی جنسی بین گروهی 1 80/1 80/1 14/0 70/0 08/1 31/0 درون گروهی 18 221 27/12 افزایش واکنش های هیجانی بین گروهی 1 20/16 20/16 20/1 28/0 77/2 11/0 درون گروهی 18 60/241 42/13 افزایش جلب حمایت فرزندان بین گروهی 1 00/0 00/0 00/0 1 53/1 23/0 درون گروهی 18 176 77/9 افزایش رابطه ی فردی با خویشاوندان خود بین گروهی 1 20/39 20/39 04/3 09/0 05/0 82/0 درون گروهی 18 60/231 86/12 کاهش رابطه با خویشاوندان همسر و دوستان بین گروهی 1 180 180 77/29 01/0 11/0 74/0 درون گروهی 18 80/180 04/6 جدا کردن امور مالی از یکدیگر بین گروهی 1 80/9 80/9 85/0 36/0 002/0 96/0 درون گروهی 18 206 44/11 جدول2 تحلیل واریانس یکراهه برای بررسی برابری میانگین ها و واریانس های گروهها در پیش آزمون متغیر مورد مطالعه و زیر مقیاسهای آن همانطور که در جدول 2 مشاهده می شود میانگین های دو گروه به لحاظ متغیر مورد مطالعه و زیر مقیاس های آن تفاوت معناداری با یکدیگر ندارند. این مطلب در مورد واریانس های گروهها که بر اساس آزمون برابری واریانس های لوین به دست آمده نیز صادق می باشد. یعنی گروههای مورد مطالعه به لحاظ متغیر مورد پژوهش و زیر مقیاس های آن(به جز زیر مقیاس کاهش رابطه با خویشاوندان همسر و دوستان) همسان هستند. از این رو چنانچه تفاوتی در پس آزمون مشاهده شود ، می توان آن را به اجرای مداخله نسبت داد. به منظور بررسی فرضیه های تحقیق از تحلیل کواریانس استفاده می کنیم. دلیل استفاده از این روش، حذف اثر پیش آزمون از پس آزمون است. در ادامه ابتدا مشخصه های آمار توصیفی متغیر مورد مطالعه و زیر مقیاس های آن را در پس آزمون نشان می دهیم. متغیر ها گروه    آزمایش گروه    کنترل میانگین انحراف استاندارد میانگین انحراف استاندارد تعارضات زناشویی 2/75 61/7 80/96 36/11 زیر مقیاس­ها   کاهش همکاری 10/8 59/1 90/9 46/2 کاهش رابطه ی جنسی 90/8 76/2 70/12 31/2 افزایش واکنش های هیجانی 80/13 89/2 20/19 55/3 افزایش جلب حمایت فرزندان 40/10 11/2 12 19/3 افزایش رابطه ی فردی با خویشاوندان خود 90/8 14/3 10/13 03/3 کاهش رابطه با خویشاوندان همسر و دوستان 60/8 64/1 20/15 01/3 جدا کردن امور مالی از یکدیگر 50/16 40/3 70/14 83/2 جدول 3 مشخصه های آمار توصیفی متغیر مورد مطالعه و زیر مقیاس های آن در پس آزمون به تفکیک گروههای پژوهش   چنانکه در جدول3 مشاهده می شود میانگین گروه آزمایش(2/75) در متغیر تعارضات زناشویی نسبت به میانگین گروه کنترل(80/96) کمتر   می باشد.در برخی از زیر مقیاس های متغیر تعارضات زناشویی همانند کاهش رابطه ی جنسی، افزایش واکنش های هیجانی، افزایش رابطه با خویشاوندان خود و کاهش رابطه با خویشاوندان همسر و دوستان نیز تفاوت میانگین گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل مشهود است. با این وجود برای اطمینان از معنادار بودن تفاوت ها و کنترل اثر پیش آزمون از تحلیل کواریانس چند متغیری که نتایج آن در جدول 5 مشاهده   می شود استفاده می کنیم.   F چند متغیری F لوین P تعارضات زناشویی **03/16 09/0 76/0 زیر مقیاس­ها   کاهش همکاری *56/4 85/0 36/0 کاهش رابطه ی جنسی **58/15 68/0 41/0 افزایش واکنش های هیجانی 12/2 79/2 11/0 افزایش جلب حمایت فرزندان 27/1 56/0 46/0 افزایش رابطه ی فردی با خویشاوندان خود **01/12 54/0 47/0 کاهش رابطه با خویشاوندان همسر و دوستان *07/5 05/0 81/0 جدا کردن امور مالی از یکدیگر 25/0 03/2 17/0 *P    **P  جدول4خلاصه ی آزمون F چند متغیری و آزمون برابری واریانس های لوین برای میانگین های پس آزمون چنانکه در جدول 4 مشاهده می شود F چند متغیری مربوط به اثرهای پیش آزمون در متغیر اصلی و زیر مقیاس های کاهش همکاری،کاهش رابطه ی جنسی،افزایش رابطه ی فردی با خویشاوندان خود و کاهش رابطه با خویشاوندان همسر و دوستان از لحاظ آماری معنادار است. بنابراین می توان نتیجه گرفت مدل چند متغیری تحلیل کوواریانس پژوهش حاضر معنادار و بیانگر آن است که تغییرات ایجاد شده در گروهها می تواند در اثر مداخله ی ایجاد شده باشد.آزمون برابری واریانس های لوین در پس آزمون نیز نشان می دهد که واریانس های گروه های مورد مطالعه پس از اجرای روش مداخله همچنان بایکدیگر برابر هستند.بنابراین می توان نتیجه گرفت مفروضه ی اصلی تحلیل کواریانس برای اجرای آن برقرار است.     df SS MS F تعارضات زناشویی پیش آزمون 1 92/1297 92/1297 **26/57 گروه 1 07/1104 07/1104 **71/48 زیرمقیاس ها   کاهش همکاری پیش آزمون 1 26/48 26/48 **78/27 گروه 1 79/20 79/20 **96/11 کاهش رابطه ی جنسی پیش آزمون 1 82/93 82/93 **83/68 گروه 1 11/87 11/87 **90/63 افزایش واکنش های هیجانی پیش آزمون 1 23/113 23/113 **34/25 گروه 1 39/81 39/81 **21/18 افزایش جلب حمایت فرزندان پیش آزمون 1 02/42 02/42 *90/7 گروه 1 80/12 80/12 40/2 افزایش رابطه ی فردی با خویشاوندان خود پیش آزمون 1 70/149 70/149 **15/115 گروه 1 24/16 24/16 **49/12 کاهش رابطه با خویشاوندان همسر و دوستان پیش آزمون 1 13/78 13/78 **66/47 گروه 1 32/4 32/4 63/2 جدا کردن امور مالی از یکدیگر پیش آزمون 1 41/95 41/95 **98/19 گروه 1 42/3 42/3 17/0      *P   **P  جدول5تحلیل کواریانس تک متغیری نمره های پس آزمون گروه کنترل و آزمایش    همانطور که در جدول5 مشاهده می شود، نتایج F برای اثر روش درمانی بر متغیر مورد مطالعه حاکی از آن است که زنان گروه کنترل و آزمایش در متغیر تعارضات زناشویی به لحاظ آماری با یکدیگر تفاوت معناداری دارند. از این رو می توان نتیجه گرفت که روش مداخله در تغییر میزان تعارضات زناشویی به عنوان متغیر وابسته تاثیر گذاشته است. همچنین اثر پیش آزمون متغیر بر اساس نمره ی پیش آزمون نیز از لحاظ آماری معنی دار می باشد. بدین ترتیب که بعد از تعدیل نمره های پس آزمون براساس نمره های پیش آزمون تفاوت بین گروهها همچنان باقی می ماند. همچنین با توجه به جدول3 مشاهده می شود میانگین گروه آزمایش(20/75) کمتر از میانگین گروه کنترل(80/96) است.در نتیجه روش مداخله باعث کاهش میانگین تعارضات زناشویی شده است. در خصوص زیر مقیاس های تعارضات زناشویی بهبودی در زیر مقیاس های کاهش همکاری ،کاهش رابطه ی جنسی، افزایش واکنش های هیجانی و افزایش رابطه ی فردی با خویشاوندان خود گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل در پس آزمون از لحاظ آماری معنادار است. بحث و نتیجه گیری  آزمون فرض اصلی اين پژوهش نشان داده است كه میانگین تعارضات زناشوئي زنان گروه آزمایش در پس آزمون از میانگین گروه کنترل به نحو معناداری کمتر و این تفاوت حتی پس از حذف اثر پیش آزمون توسط روش آماری تحلیل کواریانس نیز باقی مانده و به این ترتیب فرض مذکور مبنی بر اینکه شیوه مداخله "آموزش مهارتهای جنسی" در کاهش تعارضات زناشویی آنان موثر می باشد،مورد تایید قرار گرفته است(P). این تایید اثر بخشی را می توان مؤید تناسب محتوای برنامه مداخله با حوزه های اصلی نیاز های روانی اجتماعی زنان گروه نمونه در این مطالعه دانست.اگرچه مقایسه یافته های این پژوهش با تحقیقات مشابه در مورد تعارضات زناشوئی زنان عادی،به دلیل فقدان پیشینه پژوهشی در مورد تاثیر"آموزش مهارتهای جنسی"بر کاهش تعارضات زناشویی زنان عادی  به طور مستقیم امکان پذیر نمی باشد، اما به دلیل  ضرورت فراهم سازی مقدمات منطقی برای تبیین مستدل یافته ها، ناگزیر به بررسی پژوهش هائی که با استفاده از شیوه های مداخله ی مشابه انجام شده و یا در برخی از اهداف با شیوه ی مداخله ی این تحقیق هماهنگی دارد، پرداخته می شود. در مطالعه ای که فتحعلی خانی (1388) بر روی 200 نفر از زنان به منظور بررسی رابطه شيوه هاي ابراز محبت به همسر با تعارضات زناشويي در زنان دانشجو شهر تهران انجام داد و هدف از انجام تحقيقش شناسايي شيوه هاي مختلف ابراز محبت و تاثير آن در کاهش مولفه هاي تعارض زناشويي بود نتايج حاصل از آن نشان داد که تعارضات زناشويي در رابطه با عدم همکاري در خانواده،کاهش روابط جنسي، افزايش واکنشهاي هيجاني، افزايش جلب حمايت فرزند، کاهش رابطه خانوادگي با خويشاوندان همسر و دوستان، افزايش رابطه فردي با خويشاوندان خود و جدا کردن امور مالي از يکديگر توسط ابراز محبت کلامي و غير کلامي پيش بيني مي شود.بنابراين مي توان گفت با بالا رفتن ميزان ابراز محبت کلامي و غير کلامي تعارضات زناشويي در رابطه با موارد فوق کاهش مي يابد. همچنين به غير از دو مقياس رابطه جنسي و واکنشهاي هيجاني در ساير موارد تفاوت معناداري ميان ابراز محبت کلامي و ابراز محبت غيرکلامي زوج به زوجه در کاهش تعارض زناشويي مشاهده نشد. در دو مورد نام برده شده ابراز محبت کلامي زوج تاثير بيشتري در افزايش رابطه جنسي همسران و کاهش واکنشهاي هيجاني آنان داشته است اما در پژوهش فتحعلی خانی از هیچ مداخله ای استفاده نگردیده و نوع تحقیق از نوع همبستگی بوده است با این وجود در کاهش تعارضات زناشویی وخرده مقیاس های کاهش همکاری ،کاهش رابطه جنسی، افزایش واکنشهای هیجانی و افزایش رابطه فردی با خو یشاوندان خودبا پژوهش حاضر هم سو دانست.در مطالعه ای قلیلی، احمدی، فاتحی زاده(1385) تاثیر آموزش شیوه ی گفتگوی صحیح در کاهش تعارضات زناشویی 40 زوج  را مورد آزمایش قرار داده بودند. طرح مداخله شامل 6جلسه که تأكيد اين شيوه بر جنبه‌هاي ارتباطي همسران بود. اغلب مشكلات زناشويي از نداشتن يا به كارنبستن مهارت‌هاي ارتباطي ناشي مي‌شوند و حل مسأله ازجمله مهارت‌هاي سازنده‌اي است كه مي‌تواند مشكلات رابطه‌اي همسران را كاهش دهد. همچنين آگاهي زوجين از طبيعي بودن اختلاف‌ها و تفاوت‌هاي زن و شوهر و نگريستن به تعارض به عنوان يك مسأله و چالش براي حل‌كردن و نه يك عامل تهديدكننده و مخرب مي‌تواند در حل اختلافات آنها كمك بسزايي محسوب شود.لذا شيوه حل مسأله توانست در واكنش‌هاي هيجاني زوجين مؤثر باشد بود. نتایج این تحقیق نشان دادکه شیوه ی آموزش،کاهش تعارضات زناشویی را موجب شده و این اثر بخشی در تمامی زیر مقیاس های آن شامل کاهش همکاری،کاهش رابطه جنسی،افزایش واکنش های هیجانی، افزایش رابطه با خویشاوندان خود نسیت به خویشاوندان همسر،افزایش جلب حمایت از فرزند و جدا کردن امور مالی از یکدیگر معنادار بوده است. این پژوهش بر خلاف  پژوهش حاضر، اگرچه در برخی از محتوای مداخله همچون شیوه ی صحیح گفتگو و همچنين آگاهي زوجين از طبيعي بودن اختلاف‌ها و تفاوت‌هاي زن و شوهر با محتوای مداخله ی حاضر همخوان بود،اما به دلیل اینکه فقط بعد شیوه ی گفتگوی صحیح  را در حل تعارضات زناشویی در نظر گرفته، نسبت به شیوه ی مداخله ی حاضرکه اهداف و محتوایی مثل بالا بردن اطلاعات و دانش جنسی در مورد آناتومی، فیزیولوژی دستگاه تناسلی و واکنش جنسی  مرد و زن، تا بواسطه آن به رابطه صمیمانه و عاشقانه دست یافت، آموزش تکنیک های مربوط به مسائل جنسی و ... را دارد جامعیت کمتری دارد. از طرفی در تحقیق حاضر محوریت مداخله براساس آموزش مسائل جنسی و از آن طریق بر کاهش تعارضات زناشویی بوده و حتی شیوه ی صحیح گفتگو نیز در راستای بهبود مسائل جنسی است، در حالی که در این تحقیق شیوه ی صحیح گفتگو بصورت مستقل از مسائل جنسی آموزش داده شده است. برنامة مداخلة گروهی با رویکرد تحلیل ارتباط متقابل(TA) عزیزی(1386) بر روی 24 زن در 12 جلسه بود. نتایج این تحقیق نشان داد که اجرای مداخله باعث کاهش تعارضات زناشویی شده و بر تمامی خرده مقیاس های کاهش همکاری، کاهش رابطه زناشویی،افزایش واکنشهای هیجانی، افزایش جلب حمایت فرزند، کاهش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر و دوستان به جز خرده مقیاس جدا کردن امور مالی تاثیر مثبت داشته است. این مطالعه نیز در محتوای برنامه ی آموزشی با تحقیق حاضر متفاوت است. حیدری(1389)با استفاده از روش های مشاوره انگیزشی نظام مند گروهی و گفتگوی موثر که  بر روی نمونه ای متشکل از30 زوج بودند، میزان تعارضات زناشویی را به طور معناداری کاهش داده بود. این مداخله توانسته بود در خرده مقیاسهای تعارضات زناشویی شامل رابطه جنسی،کاهش همکاری، افزایش واکنشهای هیجانی نسبت به یکدیگر، افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود، افزایش جلب حمایت فرزند و جداکردن امور مالی از یکدیگر تغییر ایجاد کند. اگرچه در این پژوهش ممکن است در طی جلسات آموزش مسائل و مهارتهای جنسی داده باشد، ولی از نظر محتوا شیوه ی مداخله ی بکاربرده در این پژوهش نیز با پژوهش حاضر متفاوت است. با این وجود در تفسیر این یافته ها باید به تفاوت های شیوه ی مداخله در بخشی از محتوا و یا کل آن با پژوهش حاضر توجه کرد. پرداختن به کیفیت رابطه ی جنسی به عنوان عامل تاثیر گذار در تعارضات زناشویی در پژوهش حاضر نسبت به پژوهش های دیگر بیشتر مورد توجه بوده است. در واقع می توان گفت هیچ کدام از این مداخلات رابطه ی جنسی را به عنوان عامل اصلی تاثیر گذار در تعارضات زناشویی در نظر نگرفته اند. با این وجود همسوئی این یافته ها  می تواند حاکی از تایید اثر بخشی مداخله پژوهش حاضرکه با هدف تاثیر گذاری بر مولفه های تعارضات زناشوئی ( شامل کاهش همکاری،افزایش واکنش هیجانی، افزایش جلب حمایت فرزند، افزایش روابط فردی با خویشاوندان خود، کاهش رابطه با خویشاوندان همسر و دوستان و جدا کردن امور مالی از یکدیگر) انجام شده است، باشد. همانطور که بیان شد، نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد(جدول6) که فرضیه  اول مبنی بر اینکه آموزش مهارتهای جنسی موجب افزایش همکاری زوجین می شود، تایید شد(P). از آنجا که طرح مداخله مورد استفاده در این پژوهش به تفصیل به بهبود مهارت ارتباط جنسی پرداخته است و بخشی از این مداخله با تاکید بر بهبود روابط زوجین در بخش همکاری با یکدیگر چه در امور جنسی و چه در سایر زمینه های زندگی صورت گرفته، بنابراین بهبود در این زمینه دور از ذهن نبود.کاهش همکاری به عنوان هر گونه بی تفاوتی، نادیده گرفتن و بی توجهی به همسر برای حمایت از او در مقابل مشکلاتی که او را احاطه کرده است اعم از مشکلات داخل یا خارج از منزل که بر همسر فشار وارد می کند و تحمل او را به طرق مختلف پایین می آورد، تعریف شده است(پور افکاری، 1376). به نظر می رسد بهبود مسائل جنسی متاثر از این عامل و خود تاثیر گذار بر آن باشد.بهبود روابط جنسی بدون در نظر گرفتن رابطه ی حاکی از جلب توجه و حمایت در امور مربوط به خانه و بیرون از منزل،امری دشوار بوده و محقق در نظر داشت که بهبود روابط جنسی با تشویق به افزایش همکاری و اصلاح رابطه در این زمینه صورت خواهد گرفت . نتایج حاصل از بررسی فرضیه ی مربوط به خرده مقیاس"افزایش واکنش هیجانی" مؤید اثر بخشی مداخله در کاهش واکنش های هیجانی بود(P). خرده مقیاس افزایش واکنش های هیجانی حاکی از عدم کنترل بر رفتار در شرایطی است که فرد محدودیت های در خصوص اوضاع مربوط به محیط اطراف و نحوه ی درک از آنها دارد. رایج ترین واکنش هیجانی در این شرایط پرخاشگری و یا افسردگی است. در طرح مداخله ی حاضر با فرض این که کیفیت  رابطه ی جنسی باعث بهبود واکنش های هیجانی خواهد شد به آموزش آن قسمت از مهارتهای جنسی که مربوط به کنترل واکنش های هیجانی بود پرداخته شد. این عمل از طریق آموزش برنامه های منظم ریلکسیشن و آموزش مهارت های جنسی که سبب می شود تا زنان لذت جنسی را تجربه نموده و بدین طریق تنش هایی را که به علت عدم رسیدن به ارگاسم در خود تجربه می نمودند از خود دور نمایند.همچنین آموزش هایی که در جهت تغییر نگرش زنان نسبت به رابطه جنسی داشتیم به زنان کمک شد تا احساس گناهی را که در رابطه جنسی همواره با آنها بود کنار گذاشته و استرس و اضطراب کمتری داشته باشند.  فرضیه ی سوم مبنی بر اینکه آموزش مهارتهای جنسی باعث کاهش حمایت فرزندان خواهد شد، تایید نشد. در خصوص خرده مقیاس"افزایش جلب حمایت فرزندان"می توان این استدلال را مطرح کرد که تاکید اصلی شیوه ی آموزشی ای که در این پژوهش به کار برده شد،بر بهبود مسائل جنسی از طریق کسب مهارتهای آن بوده است. بنابراین آموزش مهارتهایی در زمینه ی عدم درگیر کردن فرزندان به هنگام تعارضات زوجی جزو الویت های آموزشی این شیوه از مداخله نبوده است. اگرچه ممکن است در اثر بهبود شرایط روابط جنسی زوجین و از آن طریق بهبود تعارضات کلی آنان، شیوه های حل تعارض من جمله عدم دخالت فرزندان در حل تعارضات زناشویی زوجین بهتر شود، اما با توجه به عدم آموزش مستقیم در این زمینه نمی توان انتظار تغییر در کوتاه مدت را داشت.  نتایج حاصل از آزمون فرضیه ی چهارم مبنی بر اینکه آموزش مهارتهای جنسی باعث کاهش در زمینه ی رابطه ی فردی با خویشاوندان خود  می شود، مورد تایید بود (P).در این خصوص می توان چنین استدلال کرد که با بهبود روابط جنسی تعارض در زمینه ی رابطه ی فردی با خویشاوندان خود که ممکن است بر اثر طرد از سوی همسر و متقابلا  بوجود آمده باشد،نیز حل می شود از طرفی به دلیل ساختار روش های آموزشی و ضرورت همکاری آنها با یکدیگر برای انجام تکالیف بین جلسات، زمان باهم بودن زوج ها را افزایش داده و متعاقباً رابطه فردی با خویشاوندان خود راکاهش داده است. تحقیق پانیز(1383) نیز موید این موضوع است که روابط جنسی مطلوب بر پیوند عاطفی و نیز کیفیت کلی رابطه تاثیر می گذارد. با تشدید پیوند عاطفی نیاز به برقراری روابط فردی با نزدیکان دیگر از سوی زوجین کمتر حس می شود. تحلیل داده های مربوط به فرضیه ی پنجم مبنی بر اینکه آموزش مهارتهای جنسی باعث کاهش رابطه خانوادگی با خویشاوندان همسر و دوستان می شود، نیز نشان داد که تفاوت گروه کنترل و آزمایش در پس آزمون معنادار نمی باشد. بنابراین مداخله ی پژوهش حاضر تاثیر در وضعیت این خرده مقیاس نداشته است.در تبیین آن باید در نظر داشت که گروه ها در پیش آزمون در این خرده مقیاس بخوبی جفت نشده بودند و میانگین گروه کنترل به بطور معناداری بیشتر از گروه آزمایش بود (جدول1 و 2). این امر باعث شد که اگرچه میزان تعارض گروه آزمایش در این خرده مقیاس بعد از انجام مداخله تا حدودی کاهش پیدا کند، اما در نتیجه تحلیل کواریانس و تعدیل نمرات پس آزمون براساس نمرات پیش آزمون، تفاوت بین گروه کنترل و آزمایش معنادار نشود. نتایج حاصل از بررسی فرضیه ی ششم که حاکی از عدم تاثیر گذاری آموزش مهارتهای جنسی بر بهبود وضعیت تعارضات در خصوص جدا کردن امور مالی از یکدیگر بوده با توجه به ماهیت تعارضات در این بخش از روابط زوجی، احتمالا زوجین درگیر با مسائل جنسی به عنوان عامل اصلی تعارضات، کمتر به آن توجه نشان دهند.همچنین با توجه به اینکه تمامی شرکت کنندگان در گروه آزمایش و کنترل،خانه دار بودند، هیچ گونه منبع درآمد مستقل از همسر نداشتند.این موضوع امکان جدا کردن امور مالی و همچنین وجود تعارض در این زمینه را کاهش می دهد. احتمالا وابستگی مالی اعضای گروه نمونه به همسرانشان، شرایطی را فراهم کرده تا زوجین در خصوص این خرده مقیاس به یک توافق نسبی رسیده باشند. در خانواده هایی که یک نفر از زوجین منابع مالی لازم برا ی خانواده را فراهم می کنند، احتمال بروز مسائلی چون جدا کردن امور مالی فراهم نیست. این امر بدان خاطر است که تمامی منابع مالی از سوی یکی از زوجین فراهم می شود،بنابراین جدا کردن امور مالی به فقر مالی یکی از طرفین منجر می شود،که این امر وضعیت بسیار پیچیده و سختی از روابط را فراهم می آورد که احتمال دوام آن را کاهش می دهد. نتایج حاصل از تحلیل یافته های مربوط به خرده مقیاس"کاهش رابطه ی جنسی" نیز نشان داد که مداخله ی آموزش مهارتهای جنسی باعث حل تعارضات در عوامل مربوط به این خرده مقیاس شده و روابط جنسی را بهبود بخشیده است(P). با توجه به اینکه محتوای اصلی مداخله ی پژوهش حاضر تاکید بر افزایش مهارتهای مربوط به مسائل جنسی داشته است، افزایش رابطه ی جنسی دور از ذهن نبود.در واقع مبنای اصلی تبیین اجرای مداخله تاکید بر این مسئله بوده که از طریق آموزش مهارتهای جنسی می توان رابطه ی جنسی را بهبود بخشید زیرا یکی از جنبه های مشکل زای رایطه جنسی الگو های منفی است که تا کنون باعث شده آنها نتوانند به صورت واقعی از رابطه جنسی با شوهر خود لذت ببرند را از بین می برد و بسیاری از مشکلات موجود در زمینۀ مسائل جنسی مثل کمبود تمایلات ، ناتوانی ، انزال زود رس و خستگی جنسی را که تا کنون به خاطر ترس و اضطراب ، شرم ، خجالت یا احساس گناه یا احساس بی کفایتی مخفی مانده و بیان نشده بود را  بیان نمایند و در مجموع کیفیت رابطه جنسی با شوهرشان بهبود یابد و از آن طریق در تعارضات زناشویی تاثیر گذاشت. با توجه به این که خرده مقیاس رابطه ی جنسی به طور مستقیم بهبود در این حیطه را می آزمود، کاهش تعارض زناشویی در این خرده مقیاس موید تاثیر گذاری این مداخله در حیطه ی اصلی اثرگذاری آن بوده و معناداری فرضیه های فرعی دیگر موید تاثیر گذاری بهبود کیفیت رابطه ی جنسی بر کاهش تعارضات زناشویی در سایر زمینه ها بوده است.

محدودیت ها :

به علت مسائل فرهنگی و محدودیت های موجود درکشور تمام سایت ها فیلترمی باشد و این موضوع امکان پژوهش در این رابطه را با مشکل روبرو می ساخت.

پیشنهادها : 

به نظر می رسد علی رغم نیاز و استقبال زنان به آموزش مهارتهای جنسی، هنوز پایگاه واقعی این خدمات در کمک به بهبود تعارضات زناشویی زوجین برای مسئولان آموزشی و سرپرستان نهادهای ارائه ی خدمات روانشناختی معین نشده است. افته های این پژوهش شواهد قابل تأملی را برای تأیید اثر بخشی نوع خاصی از مداخلات زناشویی در بهبود وضعیت تعارضات زناشویی فراهم کرده است. به نظر می رسد با تکرار اینگونه مداخله ها بتوان بتدریج فرهنگ آموزش مسائل جنسی برای زنان و مردان کمک کرد. با توجه به کمبود پژوهش هایی در زمینه مسائل مرتبط با تعارضات زناشویی و همچنین به دلیل نقش بسیار مهم و کلیدی همسران و روابط زوجی آنها، انجام مطالعات و مداخلات دیگر با محتوای نزدیک به محتوای شیوة مداخلة آموزش مهارتهای جنسی، با هدف کمک به  بهبود تعارضات زناشویی زوجین انجام شود و اثربخشی این مداخلات با مداخله ی حاضر مقایسه شود تا در نهایت به تدوین یک پروتکل درمانی بسیار مؤثر و همه جانبه منجر شود. با توجه به بدیهی بودن نقش شوهر در ارتباط های زوجی و اهمیت ارتباط متقابل در حل تعارضات زناشویی، برای انجام مداخلات و آموزش هایی در این زمینه، با حضور زوجین همراه با یکدیگر نیز می تواند به اثربخشی بیشتر این پژوهش ها کمک کند.حساسیت روش مداخله آموزش مهارتهای جنسی نسبت به متغیرهای فرهنگی- اجتماعی و اقتصادی با تکرار آن در موقعیت های متنوع آزموده شود.نظر به تأیید کارآمدی آموزش ها و گروه درمانی های روانشناختی بر کاهش تعارضات زناشویی و همچنین اثربخشی شیوة آموزش مهارتهای جنسی در مطالعة حاضر پیشنهاد می شود تا مراکز آموزشی و روانشناختی متعدد تسهیلات لازم برای تشکیل مستمر این دوره های آموزشی را فراهم نمایند. مسئولین مربوطه برای اجرای این شیوه ی آموزش در مراکز مختلف با برگزاری کارگاههای آموزشی توجیه شوند. آموزش مهارت های جنسی به صورت صوتی – تصویری و نوشتاری به منظور افزایش دانش و آگاهی جنسی برای تمام زوجین و زوجینی که برای ازدواج مراجعه می کنند مورد استفاده قرار گیرد.

مزایای تحقیق:

یکی از ویژگی های این تحقیق استفاده از رویکردهای جدید و کاربردی به منظور شناسایی اثر آنها بر هر یک از خرده مقیاس های پرسشنامه تعارض زناشویی ثنایی و براتی، زمینه استفاده موثرتر رویکردهای درمانی را فراهم می سازد به عبارت دیگر با تعیین اثر بخشی هر یک از خرده مقیاس ها، از رویکردهای مشاوره ای می توان رویکردی را که بیشترین اثر را در بهبود خرده مقیاس مورد نظر دارد به نحو موثرتری استفاده نمود بنابراین با اجرای این پژوهش می توان به دیدگاه همگون سازی در خانواده درمانی و زوج درمانی جامه عمل پوشاند.  

                                                                                                     :Abstract                        

       Considering effect of sexual skills training on reduction of marital conflicts in women who refer to health center regional 2   According to this point , family  and reduction of conflicts among them are  two important subjects.   there were many studies in use of different events according to these subjects. The main goal of this study is considering effect of sexual skills training on reduction of marital conflict. The sample size was based on scientific principles and included 24 women which were picked up with interviews and marital conflicts questionnaire .This semi-experimental research was of pre- test post-test type with a control group .The subjects were chosen randomly in two groups(one test-groups and one control group) and each contained 12 clients chosen randomly .The experimental group received sexual skills training,10 sessions and each session about 1/5 to 2 hours and the control group did not received any instructions during this period and the data was analyzed by statistic method. The results was analysed through co-variance analysis (ANOOVA).For gathering data and measuring marital conflicts, we used marital conflicts questionnaire (MCQ).Analyzing statistical data has shown that sexual skills training caused reduction of marital conflicts for women .The entire study of hypothesis were confirmed except three of them which are gaining children ;relationship with wife’s relatives ,friends and separating principal factors from each other. Key words: sexual training , marital conflicts

  فهرست اولیه منابع رساله 

 منابع فارسی

ارجمندی ، غلامرضا . (آذر ماه1384) . آیا واقعاً ناسازگاری جنسی عامل اصلی طلاق است؟ دومین کنگره خانواده و مشکلات جنسی.دانشگاه  شاهد . 

 ایمنی ،بهزاد ؛کرمپوریان ،آرزو .(آذر ماه1384) بررسی تاثیر رضایت جنسی بر ثبات خانواده. دومین کنگره خانواده   و مشکلات جنسی . دانشگاه شاهد .           

پور افکاری ، نصرالله .(1376) . فرهنگ جامع روانشناسی- روانپزشکی .تهران : انتشارات فرهنگ معاصر.

ثنایی ذاکر، باقر .(1387).سنجش خانواده و ازدواج .تهران : انتشارات بعثت. چاپ دوم.

حیدری،حسن.(1389) .مقایسه اثر بخشی برنامه مشاوره انگیزشی نطام مند گروهی وگفتگوی موثر زوجین در کاهش تعارضات زناشویی . پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم  تحقیقات.

دیویس، کالین. (بی تا). خانواده : راهنمای مقاهیم و متون برای متخصص یاوری، ترجمه بهاری ، فرشاد و همکاران . (1382) . تهران : انتشارات تزکیه.

شاه سیاه ، زینب . (1387).بررسی اثر بخشی آموزش جنسی بر بهبود کیفیت زناشویی زوجین در شهراصفهان.  پایان نامه کارشناسی ارشد ، مدیرت آموزشی دانشگاه اصفهان. 

شعیری ،محمد رضا و همکاران. (1386).تشخیص و درمان اختلالات جنسی .تهران: انتشارات البرز.

عباسیان ،حمید رضا. (1388) . بررسي تأثير خانواده درماني رويكرد سيستمي ميلان بر كاهش تعارضات. پایان نامه کارشناسی ارشد،

عزیزی، پریسا . (1386). بررسي اثر بخشي درمان گروهي با رويكرد تحليل ارتباط محاوره اي برن بركاهش تعارضات زناشويي زنان. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه علوم تحقیقات . 

فتحعلی خانی، مونا. (1388).رابطه شیوه های ابراز محبت به همسر با تعارضات زناشویی. پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه الزهراء عليها السلام.

قرشی ،زهره؛ اسماعیلی زاده ، شایسته.(آذر ماه1384).یررسی دیدگاه زنان نسبت به توجه به نیازهای جنسی  همسرانشان و تاثیر آن برارتباط زوجین. دومین کنگره خانواده ومشکلات جنسی . تهران : دانشگاه شاهد.

قلیلی ، زهره ؛ احمدی ، احمد ؛ فاتحی زاده ، مریم .(1385) .زوج درمانی گفتگوی زوجین در حل تعارضات . فصلنامه تازه های روان درمانی.سال یازدهم شماره 39و40.

گرجی ،هاجر .(1387). بررسی اثر بخشی مشاوره گروهی به شیوه حل تعارض بر کاهش  تعارضات زناشویی. پایان نامه کارشناسی ارشد ، دانشگاه علوم تحقیقات . 

میلر ، ش ؛ میلر ؛ ف ؛ ناتالی آبا واکمن ، ب .(1999).آموزش مهارت های ارتباطی زناشویی،حرف زدن و گوش دادن به همدیگر.ترجمۀ بهاری، فرشاد .(1388). تهران : انتشارات رشد. چاپ سوم.

نوابی نژاد ، شکوه . (1379). مشاوره ازدواج وخانواده درمانی . انتشارات انجمن اولیاء و مربیان. چاپ سوم. 

نوحی ، عبدالله .(1387) . بررسی اهداف، اصول و روشهای تربیت جنسی در قرآن و روایات .پایان نامه کارشناسی ارشد . دانشگاه علامه طباطبایی.

هالفورد، کیم . (2001). زوج درمانی کوتاه مدت .ترجمه تبریزی، مصطفی ؛ کاردانی ، مژده ؛ جعفری ، فروغ،( 1386) تهران : انتشارات  فراروان .

Nichols, M., & Schwartz, L. (1998). Family therapy:concepts and methods. Boston: Allyn and Bacon   

                  Starn Richard.Drummond ignne(2000). The practice of behavioripural and cognitive


برچسب‌ها: اثر بخشی آموزش جنسی برکاهش تعارضات زناشویی, فاطمه آذرتاش, دکتر شفیع آبادی, دکتر فرح بخش
نوشته شده در تاريخ شنبه بیست و نهم مهر 1391 توسط fatemeh azartash
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک